بیت های سوخته

پایگاه اشعار آئینی وحید محمدی

بیت های سوخته

پایگاه اشعار آئینی وحید محمدی

بیت های سوخته

بسم الله الرحمن الرحیم
قالَتْ فاطمه علیها السلام:
همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت و
رستگاری در دوستى علىّ علیه السلام
در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

کانال اشعار و سبک ها با همین آی دی
یعنی beithayesookhte فعال می باشد.

هزینه استفاده از اشعار هدیه یک صلوات
به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
می باشد.امید است که جزء شیعیان و
محبّین حضرتش به شمار بیاییم.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین نظرات

شکر صد بار خدا را که سعادت دارم

فرصت آمدن و عرض ارادت دارم

باز در کسوت یک عبد گدا آمده ام

من از این جامه به تن خلعت شهرت دارم

دست من نیست اگر بی سر و پا آمده ام

دست من نیست اگر شوق زیارت دارم

قصّه ی پنجره فولاد و مرا می دانی

من به بوسیدن این پنجره عادت دارم

در این میکده خیمه زده ام شاهد باش

دست امید به دامان اجابت دارم

این دل مرده ی من زندگی اش دست شماست

من خودم خوب به این نکته عنایت دارم

معجزه از تو عجیب است مگر من حتّی

به گدایان تو هم چشم کرامت دارم

حاجتم را ندهی پیش خودم خواهم گفت

او مرا خواسته پیداست که قیمت دارم

" داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم "

این سلامی است که تا صبح قیامت دارم

پدرم گفت تو هم خادم این آقا باش

خادمی کردم و عمریست که عزّت دارم

خوشتر از طعم عسل طعم دعای سحر است

با همین زمزمه ها راه به رحمت دارم

شرط آن سلسله ی زرد تو را یادم هست

هر چه دارم من از آن شرط ولایت دارم

وحید محمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۹
وحید محمدی

همه باورم امام رضا
سید و سرورم امام رضا
شاه بی تاج تخت مایی تو
صاحب کشورم امام رضا
به فدای شما و اجدادت
پدر و مادرم امام رضا
بوده از کودکیْم تا حالا
سایه ات بر سرم امام رضا
گم شدم چند مرتبه، دو سه بار
در هوای حرم امام رضا
حس طوف ضریح زیبایت
داده بال و پرم امام رضا
هر زمان کار من گره خورده
بوده ای یاورم امام رضا
شرط توحید را پذیرفتم
شیعه ی حیدرم امام رضا
با تو سلمانم و اباصلتم
بی تو من کافَرم امام رضا
بی تو خیلی خرابم آقاجان
با تو من بهترم امام رضا
مثل آن پیرمرد سلمانی
لحظه ی آخرم ... امام رضا

وحید محمدی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۶
وحید محمدی

درد و درمان ما امام رضاست
راحت جان ما امام رضاست
ما غلامان حضرتش هستیم
شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم

عشق و ایمان ما امام رضاست
جان نوکر چه قابلی دارد
جان و جانان ما امام رضاست
آیه آیه کلام او نور است
تلو قرآن ما امام رضاست
جان ایران ماست معصومه
قلب ایران ما امام رضاست
قول داده به داد ما برسد
مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد
وقت مردن به داد ما برسد

بندگی بی بلا نمی چسبد
عاشقی بی خدا نمی چسبد
نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز
نیمه شب بی بکا نمی چسبد
به همان مهربانی اش، به خدا
زندگی بی رضا نمی چسبد
این شلوغی خودش صفا دارد
حرمش بی گدا نمی چسبد
یاد داده خودش به ابن شبیب
گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را
با رضا تا خدا رسیدن را

تو کریمِ کریم ها هستی
شاه ما از قدیم ها هستی
نه به فکر کبوتران تنها
یاد این یا کریم ها هستی
تو امام الرئوف دنیایی
تو امام رحیم ها هستی
راه دادی به راه گم کرده
تو به فکر رجیم ها هستی
ما یتیمان آل طاهائیم
تو که یار یتیم ها هستی
دست ما را بگیر آقا جان
تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه
بارها داده ای تو بر ما راه

در جوار شما چه غم داریم
دین و دنیا کنار هم داریم
ما کنار تو دلخوشیم آقا
با تو ای مهربان چه کم داریم؟
لذتی از بهشت بالاتر
حس و حالی که در حرم داریم
سر این سفره میهمان توایم
بابی از برکت و کرم داریم
سمت باب الجواد می آییم
قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما
ای امامم، سرم فدای شما

می رسد دائما عطا از تو
ابتلا از من و دوا از تو
شب میلاد در حرم دیدیم
دم به دم می رسد شفا از تو
یک سلام از حریم قم با من
سفر مشهد الرضا از تو
هر چه برکت رسیده بر دل ما
یا که از قم رسیده یا از تو
و دو رکعت نماز بالا سر
از من و، رحمت و رضا از تو
ای کرامت نمی ز بارانت
می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی
عیدی ام را تو کربلا بدهی

وحید محمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۳
وحید محمدی

*ربنا بعد ربنا* آمد
نور، توحید، اهدنا آمد
همنشین فرشته های خدا
سفره دار ستاره ها آمد
با قدم های او بهشت آمد
با نفس های او خدا آمد


متن کامل شعر ولادت حضرت معصومه

در ادامه مطلب


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۷
وحید محمدی

بالا بگیر دست دعا را به سوی نور

زانو بزن درون حرم رو به روی نور

لب تازه کن به آب شفا خانه اش کمی

بوسه بزن به خاک حریمش به کوی نور

کم کم قدم قدم قدمی پیشتر گذار

زلفی گره بزن به ضریحش، به موی نور

پر می شود درون حرم از هوای عشق

پیچیده در حوالی این بقعه بوی نور

حالا تمام ثانیه ها جور دیگری است

راز و نیاز، طوف حرم، گفتگوی نور

 

وحید محمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۳
وحید محمدی

شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

امشب از لطف یک نگاه شما

حال زیبای یک گدا داریم

ما گدا و تویی کریمه ی عشق

چشم امید بر شما داریم

با حساب دو شهر قم – مشهد

ما در ایران دو کربلا داریم


اجرا شده توسط مجید بنی فاطمه و سید مهدی میرداماد



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۸
وحید محمدی

منم که زنده نمودم خدا پرستی را

منم که شیخ و مرادم تمام هستی را

منم که زنده نمودم علوم قرآن را

کشانده ام به تماشا بهشت ایمان را

منم که زنده نمودم قیام جدّم را

منم که زنده نگه داشتم محرّم را


اجرا شده توسط حاج محمود کریمی

متن کامل شعر در ادامه مطلب


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۲
وحید محمدی

زیاد شعر نگفتیم در رثای بقیع

زیاد پر نگشودیم در هوای بقیع

چه روضه ها که نخواندند روضه خوان هامان

چه گریه ها که نکردیم پا به پای بقیع

همیشه هشتم هر ماه روضه می گیریم

به یاد هشتم شوال و ماجرای بقیع

هنوز مادر عباس روضه می خواند

تنیده در نفس باد روضه های بقیع

و شاعری که دلش را به دست باران داد

نوشت غربت بی انتها به جای بقیع

نوشت پیکر زهرا میان این خاک است

کجاست مرقد زهرا بگو کجای بقیع

خدا کند که بیاید همان که می سازد

(چهار گنبد فیروزه ای برای بقیع)

وحید محمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۳
وحید محمدی

ای بقیع :

چشـمان نجیب عشق بی تاب شده

هم ناله ی اشک های مهتاب شده

ای حسرت دیدن تو در سینه ی ما

از غربت تو دل زمین آب شده

*****

از غربت تو اشک دمادم داریم

دائم به لب پنجره شبنم داریم

این درد دل ماست ، خودت می دانی

در خاک مدینه یک حرم کم داریم

وحید محمدی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۹
وحید محمدی

زبانحالی از بی بی ام البنین با خانم زینب کبری سلام الله علیهما

 

شرمنده ام که سوخت میان شرر پرت

آتش گرفت باغ گل لاله در برت

 شرمنده ام که مشک ابالفضل علیه السلام پاره شد

شرمنده ی رباب شد و کام اصغرت

مهلت نداد عمود به قولش وفا کند

عباس علیه السلام من که آب شد از آه آخرت

زینب حلال کن پسرم را، حلال کن

قسمت نشد صدات کند چون برادرت

دست شکسته خون ز دو چشمان خون گرفت

خیلی شدم دوباره بدهکار مادرت

ای من فدای ناله ی روی بلندی ات

شرمنده ام که رفت ز دستت برادرت

سم ستور قسمت آن جسم پاک شد

بالای نیزه رفت سرش در برابرت

عباس علیه السلام رفت و آتش لشکر بلند شد

آتش گرفت چادر و دامان و معجرت

وحید محمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۰
وحید محمدی